هرروزوشب می خواهمت گویا که بیمار توام
مست از می چشمان تو مدهوش دیدار توام
زیبای من! با من بمان ، از عاشقی حرفی بزن
تکثیر شو در هستی ام ؛ محتاج تکرار توام
سرسبز تر از بودنت ، فصلی دگر نشنیده ام
بی شک بهار من تویی ، من در سپیدار توام
خط می زنی شبهای من، با یک قلم از نور خود
در روشنای حس تو، پر می زنم، سار توام
تفسیر آرامش شدی، تصویر رویاهای من!
آسان گذشتی از دلت ، مرهون ایثار توام
نظرات شما عزیزان: